|
روز نوشت های من در بلژیک
|
||
|
چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچهای غربت |
خوش باشید
ولی مال اینجا درازتره.
در واقع زبان هر کشوری اونقدر ارزش تحقیقاتی داره که دانشگاهها مثل باستان شناسی به اون اهمیت بدن.
من مدت زیادی هست که از زبان فارسی به مطلبی پی بردم که اینجا برای شما شرح میدم:
در همه زبانهای دنیا از ضمایر بجای اسامی استفاده میکنند که این ضمایر از نظر مفرد وجمع بودن به فصلی مشترک در میان همه زبانها تبدیل شده ولی در اکثر زبانها ضمیر سوم شخص مفرد(او) بر مبنای جنسیت تعیین میشه یعنی برای مرد و زن متفاوت است اما این ضمیر در زبان فارسی برای هر دو جنس زن و مرد یکسان است .
در واقع میشه گفت نگاه جامعه ایرانی به زن و مرد یکسان بود وبرای اونها تفاوتی قایل نبود در حالی که در زبانهایی نظیر عربی و خانواده اروپایی این نگاه نشان از تفاوت جایگاه زن و مرد است چرا که حتی در زبان خود نیز به اون اهمیت دادند.
اما در زبان فارسی جایگاه انسان و حیوان متمایز شده به این صورت که در افعال بکار گرفته شده از ضمایر مستتر استفاده میکردند بطور مثال فعل خوابیدن(این فعل از زبان کردی میباشد) در فارسی خسبیدن است که در استفاده امری از آن برای انسان بشکل "دخسب" و برای حیوان از "بخسب" استفاده میکردند.
بنابراین آنچه از زبان فارسی در یافت میشود ابن است که جایگاه انسانی وحیوانی با یکدیگر تفاوت دارد همانگونه که در اصل انسان وحیوان متفاوتند ودر جایگاه انسانی هیچ تفاوتی میان زن ومرد نیست.
چند روز پیش زن و شوهر ایرانی رو ملاقات کردیم بین صحبتها آقا درد دلش باز شد که بله خانم خیلی غر میزنند و چیز کوچیکی رو بزرگ میکنه و میزنه به سر و روی خودش خانم هم که انگار دنبال همین فرصت بود تا آقا رو ضایع کنه گفت:
چیز کوچیک تو به این میگی چیز کوچیک آقا راه میره تو خونه و جلوی بچه ها زرت و زرت میگوزه و میگه چیز کوچیک حالا شما بگید من حق دارم غر بزنم به این آقا یا نه.
ما رو میگی تااومدم خودم رو آمده کنم که یه بحث روانشناسی توپ راه بندازم و احتمالا جلوگیری کرده باشم از این که خانم خودم این وسط نیاد و حرفی بزنه که باعث شرمندگیه من بشه که یدفعه آقا با کمال خونسردی گفت:
خانم کار من رو با کار خودت مقایسه میکنی ؟شما وقتی شروع میکنی به غر زدن این بچه های طفل معصوم بق میکنند و هر کدوم کز میکنند یه طرف ولی موقعی که من میگوزم بچه ها شروع میکنند به خندیدن پس ببین شما دهن باز میکنی و باعث عذاب دیگران میشی ولی من گوزم باعث شادمانی میشه .
امید وارم نقل این دو حکایت برای شما هم باعث شادمانی شده باشه اما برای من حکایت همون شیخ شده که خواب از چشام رفته که واقعا برای تربیت بچه چه راهی مناسبه .
آیا ما مجازیم به اینکه بچه رو با حقایق زندگی آشنا کنیم یا نه؟ حالا اینجا فرق میکنه اگه ما هم به بچه ها چیزهایی رو نخواییم بگیم تو مدرسه از سیر تا پیاز شو تعرف میکنن اون موقع ما متهم به دروغ گویی هم میشیم.
|
|