تبليغاتX
روز نوشت های من در بلژیک
 
روز نوشت های من در بلژیک
 
 
چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچهای غربت
 
امروز یه جایی بودم با یه آقایی همکلام شدم و این همکلامی به همراهی ختم شد، بعد از کلی خارجکی بلغور کردن ازش پرسیدم : اهل کجایی گفت: افغانستان گفتم فارسی حرف میزنی گفت یه کمی خلاصه خوشحال شدم که با یه خارجی دارم فارسی حرف میزنم .

طرف همینظور داشت از مزایای طالبان حرف میزد و من هم مخالفت میکردم که نه بابا اشتباه میکنی اینطور هم نیست خلاصه تو بحث شدید بودیم که طرف گفت غلط کردی ما رو میگی یه نگاه به هیکلش کردیم دیدیم اصلا طرف مال زدن نیست یعنی هیکلش اینطور میگفت که نباید از این شیوه استفاده کنی چون ضایع میشی منهم بیخیال زدن شدم و روش متمدنانه تری پیش گرفتم و گفتم دوست عزیز این بحث ها ارزش این رو نداره که ما به هم توهین کنیم

گفت: بله راست فرمایش میکنید

گفتم: اگه اینجور فکر میکنی پس چرا شما توهین کردید

گفت:من کی توهین کردم

گفتم:همین الان گفتی غلط کردی

گفت:بله هنوز هم معتقدم شما غلط کردی

گفتم:بابا غلط کردی توهینه دیگه

گفت:نه توهین نیست وقتی من هم اطلاعاتم  از مطلبی کم باشد خوب من هم غلط میکنم این که دیگر توهین نیست

گفتم:آهان منظورت اشتباه کردیه

گفت:ها شما میگویید اشتباه ما میگوییم غلط

خلاصه به خیر گذشت ولی برای امنیت روح وروان پیشنهاد دادم همون خارجکی رو حرف بزنیم و از خیر فارسی گذشتم.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 21:46  توسط امیر  | 
دوستی دارم که دستی در نوشتن داره روزی میگفت:

مرحوم صادق چوبک به اون گفته بود که داستان نویسی تو شبیه صادق هدایت هست و در همه نوشته هات رد پای صادق هدایت رو میشه توش دید ، از این به بعد تا نوشته های هدایت رو فراموش نکردی هیچوقت داستانت رو نیار من بخونم و میگفت من هیچوقتنت داستانم رو برای خوندن پیشش نبردم چون هدایت همیشه با من بود واین تنها ضعف من بود.

حالا در دنیای وبلاگ نویسی همه یه جورایی مقلد هستند ولی در این بین من به وبلاگی برخوردم سبک خاص  خودش رو داره فرسان دوست ندیده من کارهاش واقعا خوندنیه البته خانوادگی هنرمند هستند فرزان هم کاراش خوندنیه و باعث نشاط میشه.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 2:23  توسط امیر  | 
 
  بالا