|
روز نوشت های من در بلژیک
|
||
|
چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچهای غربت |
روزی سعدی شیراز و خالق گلستان و بوستان از سر بیکاری به فکر حماسه سرایی افتاد و پس از کلی فشار این بیت شعر رو سرود:
خدای کشتی آنجا که خواهد برد اگر ناخدای جامه بر تن در درد
و خوشحال و سبکبال به بستر رفت تا به خواب ناز درآید که در خواب پادشاه حماسه ایرانزمین با بر افروختگی تمام به خواب او وارد شد و گفت:
از چه روی به قلمرو شعر حماسی در آمدی آنگونه که قطره ای بیش از این دریا نمیدانی
و سعدی پرسان که چه خطایی از اوی سر زده که پادشاه چنین شتابان بر خواب وی نازل شده که پاسخ شنید:
بدین گونه بایست سرود شعر حماسی را:
بردکشتی آنجا که خواهد خدای اگر جامه بر تن درد ناخدای
و این گونه بود که سعدی دیگر پای در عرصه حماسه ننهاد.
امید وارم ما هم به این تجربه برسیم که:
هر کسی را بهر کاری ساخته اند.
ولی خوب ما خارج نشینها یه جورایی شدیم مثل چوب دوسر طلا ، هر وقت از خوبیهای اینجا میگیم میزنند تو خالمون هر وقت هم از بدیهای اینجا میگیم مجددا میزنند تو خالمون.
حالا این که خوبه بعضیها که اصلا مارو فاقد صلاحیت اظهار نظر میدونند.
یادمه یه بار جایی داشتم از خرافات مذهبی میگفتم که یه بابایی اومد گفت که شماهایی که مملکت رو گذاشتید و فرار کردید به چه حقی به اعتقادات مردم توهین میکنید راستش خیلی شرمنده شدم آخه میدونید مردم تو ایران همین جور در حال مبارزه بودند که من تنهاشون گذاشتم اگه من اونجا بودم ایران امروز زیر بار دیکتاتوری نبود .
مهاجرت هم به ما ها روا نیست فقط پیغمبر اسلام و بعضی از امامان جایز به مهاجرت هستند آدمای معمولی اول باید از مراجع تقلید استفسار کنند بعد در صورت تایید اقدام به مهاجرت کنند.
خدایا من رو بخاطر همه این خطا ها ببخش
آمین
میدونید فکرشو میکنم میبینم طبیعیه آدم محیطش که عوض میشه فرهنگش یه جورایی تغییر میکنه بیخودی هم نگین که نه بابا داری توجیح میکنی ببینم شما اگه چند سال برای قضای حاجت رو توالت فرنگی بشینید فکر میکنید رو توالت ایرانی نشستن براتون ساده است نه من امتحان کردم پای آدم چنان دردی میگیره که درد شکم فراموش میشه و سریع میزنی بیرون.
فرهنگ غذا خوردن هم تغییر میکنه تو مملکت ما قوت غالب مردم برنج و نونه یعنی قسمت نشاسته از این دو تا تامین میشه اینجا چی سیب زمینی حالا یا پوره میکنند یا سرخ میکنند اصلا بلژیکیها معروفند تو دنیا به فریت (سیب زمینی سرخ کرده) خوردن.
لباس پوشیدن هم همین جوره جایی که مردم اگه شورت هم نپوشی نگات نمیکنند خوب آدم اون حساسیت ایرانی رو به لباس از دست میده دیگه.
فرهنگ مصرفی هم عوض میشه به خاطر گرونی مجبوری خساست کنی تو مصرف آب وبرق و تلفن و... رانندگی و بقیه چیزها هم دستخوش تغییر میشه .
حالا چطور انتظار دارید زبان و صحبت کردن کسی که مثلا ده ساله اینجاست تغییری نکنه اصلا نمیشه خلاصه اش کنم ما اون موقع مسخره میکردیم حالا پشیمونیم شما نکنید که یه روز پشیمون نشید.
|
|