عادات
چند روز پیش تو وبلاگ حسن آقا به مطلبی برخوردم که برام جالب بود و در مورد رانی خوردن یه بابایی تو مترو.
راستش چیزایی اینجا میبینی که تو ایران مرسوم نیست و چیزایی که در ایران مرسومه اینجا ازش خبری نیست.

روزای اولی که اینجا اومده بودیم از تعجب همیشه دوتا شاخ گنده رو کلمون بود مثلا تو یک مکان عمومی نشستی یه دفعه یه خانم شیک دستمالی از جیبش در میاره و جلوی دماغش میگره و یه صدای وحشتناک تو رو از خودت بیخود میکنه بعد دستمال رو از جلوی دماغش بر میداره و نگاهی موشکافانه میکنه و انگار تیکه ای از مغزش لای دستمال باشه که خاطرات بدش تو اون قسمت ثبت بوده و با این کارش دلیت کرده باشه دستمال رو تو جیبش میذاره تا دفعه بعد از اون استفاده کنه .
این صحنه رو بارها در طول روز تو سوپر و خیابون و اتوبوس به کرات میبینی که دفعات اول یه دل آشوب خاصی بهت دست میده ولی یواش یواش با دیدنش میشی مثل زنهای ویار دار که قربون چشای بادومی رو که میشنوند هوس بادوم دارند تو هم هوس یه فین مشتی به کلت میفته که علاوه بر تخلیه روح و روانت ،پاسخی باشه برای گوینده اولی.
مورد دوم:
نشستی تو اتوبوس که یه آقای به ظاهر متشخص و چه بسا به باطن نیز چنین ، با یه کیف چرمی و یه کت شلوار طوسی که خط اتوش خربزه رو برات شرهه شرهه میکنه و یه دستش هم یه قوطی کوکا کولا ست که جرعه جرعه نوش جان میکنه ، میاد و آروم کنارت فرود میاد ، چند جرعه ای که با دقت از کولا مینوشه ، متوجه ات میکنه که این بابا از اون معتادان به کولا هستش ولی خوب به توچه ، مال بابات رو که نمیخوره، خلاصه یه جرعه دیگه میزنه تو رگ که یه دفعه تکونی به خودش میده که معلومه گاز کولا رو داره از تحت المعده اش میاره به راس المعده و با یه ترابری جزعی میره به لوزالمعده و اونجا یه رسید انبار میگره و میره یه دوری تو روده کوچیک و بزرگ میزنه و تتمه گازهارو با خودش میاره و از انبار بقیه رو تحویل میگیره و با سرعت از مری میده بالا و یه صدایه ممتد عاعاعاعاعاعاعاعاعاعاع از دهنش میزنه بیرون و بدون اینکه به کسی نگاه کنه آروم میگیره و روزنامه اش رو باز میکنه و امار مطالعه کنندهگان بلژیک رو افزایش میده.
مورد سوم:
اصولا مردمان بلژیک در وعده های غذایی خود تناسب کربو هیدراتها و پروتینها و سلولز رو به خوبی رعایت میکنند ، بنابراین اگر در مکانی عمومی به غیراز آبریزگاههای عمومی صدای نابهنجاری شنیدید ، اصلا کنترل خوتون رو از دست ندید چون این باد رها شده فاقد گاز بد بوی سولفات هیدروژن است و مانند یک نسیم بهاری ، بیآزار است اما این مسیله در مورد کودکان صادق نیست چون این دسته از موجودات عجیب هله هوله خور هستن .
مورد چهارم:
همزیستی حیوان و انسان از بارزه های بلژیکیهاست که این موضوع باعث میشه تا شما همسایه هاتون رو حداقل دو بار در روز زیارت کنید که حیوان در این مواقع سخت بی طاقت و عصبی است و نیاز شدید به یک فضای سبز و دل انگیز دارد ، البته پیاده رو ها هم میتواند مکان مناسبی برای رفع حاجات حیوانات همزیست با انسان باشد و این مردمان در علاقه خود به حیوانات تا بدانجا پیش رفته اند که معتقدند اگر پای بر مدفوع سگی در وقت صبحگاه گذاری تا شامگاه حتما پول قلمبه ای قسمتت میشود.
دیگه به بازی محلی لب و لوچه گیری دختر و پسرها نمیپردازم که نسبت به مطالب بالا باعث تمدد روح است و از معایب خارج.