کله پزی خیام
یاد یه کله پزی افتادم تو خیابون خیام اصفهان که هر وقت میرفتم اصفهان ، اولین جایی که برای دیدن آثار باستانی میرفتم ، مغازه کوچیک ولی تمیز پیرمرد کله پز بود .
وارد مغازه که میشدیم ، سلامی میکردیم و سری تکون میدادو میگفت برید بشینید اون بالا و تا میخواستیم سفارش بدیم ،میگفت : خودم میدونم چی چی براتون بیارم برید بشینید و خلاصه اینکه واقعا میدونست هرکدوم چی میخواییم ، من فکر میکنم بعد از این همه سال دیگه از روی قیافه هرکسی میدونست به کجای کله علاقه داره مثلا قیافه من شبیه پاچه و زبون و بنا گوش بود.
بعد از اون هم یه ظرف شیره میاورد که بعد از کله سرد ، یه چیز گرمی بخوریم که این قسمتش مخصوص کله پزیهای اصفهان هست .
اما جوکی که من رو یاد این خاطره میاندازه:
یه روز یه تهرانی میره اصفهان و مثل من اول میره سراغ کله پزی اونجا.
به کله پز رند اصفهانی میگه : داداش دوتا چشم رامش و دوتا پاچه هایده و یه گوشت مهستی واسه من بیار.
اصفهانی هم که تو رندی و حاضر جوابی معروفند نه گذاشت و نه برداشت و گفت:
دوستداران اهل هنر ، چشم رامش و پاچه هایده و گوشت مهستی رو خوردند و رفتند ، الان فقط دنبلان آغاسی مونده ، بیارم خدمتتون؟