باز این تب لعنتی بالا زده.

تب غربت رو میگم که چند وفت یکبار میاد سراغم  تو اینجور مواقع دلم هوای خیابونهای شوش و مولوی رو هم میکنه که هیچوقت ازشون خوشم نمیومد.

اصلا ولش کنید از این کلمه غربت خیلی بیزارم  بهتره بگم که دلم هوای قربت کرده.