باز این تب لعنتی بالا زده.
تب غربت رو میگم که چند وفت یکبار میاد سراغم تو اینجور مواقع دلم هوای خیابونهای شوش و مولوی رو هم میکنه که هیچوقت ازشون خوشم نمیومد.
اصلا ولش کنید از این کلمه غربت خیلی بیزارم بهتره بگم که دلم هوای قربت کرده.
+ نوشته شده در جمعه بیستم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 1:25 توسط امیر
|