هنوز مینویسم
دوما اینکه این نوشته زیر عکس که توضیحات وبلاگ هست برای من خیلی دردسر درست کرده آخه دلتنگی برای من حرام اعلام شده انگار اگر کسی خارج از ایران باشه و چون از دید خیلیها تو ایران چیزی برای دلتنگی نیست من هم نباید دلم برای کوچه خیابونهای تهرانپارس و یا برای مادرم وبرادرام و یا دوستانم تنگ باشه بابا بخدا تو ایران هم که بودم تو بعضی محله ها که میرفتم دلم برای محله خودم تنگ میشد چه برسه به اینکه فرسنگها از اونجا دور باشی.
سوما اینکه مهاجرت و این حس رفتن به سرزمینی دیگه فقط مخصوص ما ایرانیا نیست هر ملیتی یه جورایی از جایی که هست ناراضیه مثلا همین بلژیکیا با وجود داشتن رفاه و مملکتی آزاد و آرام باز هم میگردن دنبال یه سرزمین گرم و خورشید دار ، بلژیکیهایی که حالا از سر تصادف از ایران دیدن کردن معتقدند که خوشی زیر دل ما ایرانیا زده که پا شدیم اومدیم اینجا چون خونه های ایرانی رو به قصر تشبیه میکنند و قشنگیهای اصفهان و شمال ایران رو منحصر به فرد میدونند و مردم ایران رو مهمان نواز (از این حس غریب پرستی ما ایرانیا زیاد آگاه نیستند).
چهارما اینکه در پست بعدی برای اون دسته از دوستانی که ایمیل زده بودند ودر رابطه با دانشگاههای اینجا سوال داشتند توضیحاتی رو میدم.
پنجما اینکه حالتون خوبه؟
ششما اینکه ای لاگ که میروی بسویش از جانب من ببوس رویش
باقی بقای شما ملالی نیست بجز دوری از شما.
یا حق