بجز این پیرزن همسایه که با نگاه هاش انگار داره بهت پیشنهاد بیشرمانه میده ، از هر چیزی که رنگ و بوی قدیمی داره خوشم میاد .

با دیدن یه عکس قدیمی مدتها میرم تو فکر که مثلا این آدمی که الان اینجا ایستاده زنده است یا نه ، یعنی فکرش رو میکنه که الان من دارم به عکسش نگاه میکنم .

شاید یکی از دلایلی که من به این شهر  علاقه زیادی دارم همین باشه ، هر وقت از کنار ساختمونهای قدیمیش رد میشم دستی به سنگهاش میکشم و با خودم میگم چه کسانی تا به حال از کنار این ساختمون رد شدند ، خیلیها که مثلا تو این دنیا اثرشون جاودانه مونده شاید یه روزی مثل الان من مبهوت این بنا شده بودن .

بر عکس آثار قدیمی ، اثار امروزی زیاد برام چنگی به دل نمیزنه چون زود دمده میشه پاک میشه و دوباره یه چیز دیگه جاش سبز میشه ، این شده قانون دنیای مصرفی.

 

این سنگها کفپوش بعضی از خیابونهای اینجاست ، عمر زیادی دارند  حداقل دوتا جنگ جهانی به خودشون دیدند ولی هنوز سرحالند ، قدمهای خیلی هارو به خودشون دیدند ، قدمهای من رو هم دیدند ،قدمهای آوید رو هم میبینند و قدمهای فرزند آوید رو هم خواهند دید.

 The image “http://tinypic.com/nl2wpy%5B/IMG” cannot be displayed, because it contains errors.

این هم یه عکس از سوپر استار آلمانی بر دیوار یکی از شیک ترین پاساژ های شهر که معلوم نیست فردا جای عکس کی باشه.