درسمت راست غار زیارتکده یک حجرالاسود کوچولو قرار داره که مردم اون رو متبرک میدونند و دستی بهش میکشند و با صلیبی ترسیمی تبرکش رو به خودشون انتقال میدند

داخل غار که شبیه سقا خانه های خودمون هست با همون بوی  پارافین سوخته جایی است برای ادای نذر

سقف این غار از قندیلهایی تشکیل شده که از دوده سیاه شده و مشخس نیست که این قندیلها آیا طبیعی است و یا قبلا بدست انسان برای تزین ساخته شده بود  اما از ظاهر امر پیداست که ریشه درختانی که بر روی تپه رویش دارند در ساخت این قندیلها بی تاثیر نیستند و در بعضی قسمتها اجسامی به ته این قندیلها فرو کرده اند تا از ریزش آب جلوگیری شود.

در ضلع سمت راست تپه ای که غار درون آن قرار دارد چشمه آبی است که امروزه با لوله کشی دسترسی به آن را راحت کرده اند و این آب نیز متبرک و مقدس است و در بالای این آبخوری تابلویی است که سفارش بانوی مقدس به برنادت است که به وی گفته:

از این آب بنوشد و خود را بشوید و برزمین بوسه زند و...

در همه جای این زیارتگاه مکانی برای قرار دادن کاشیهایی که مضمونی از تشکر دارد پیشبینی شده که گویا افرادی که حاجت خود رو گرفته اند این کاشیها را اینجا میگذارند تا نشانی از قدر شناسی باشد.

این قسمت نیز به پایان رسید و در پست آینده به نکات دیگری از این مکان میپردازم.